تبليغاتX
Ehsan SmS
این یه پست از نوع همین جوریه

قابل توجه پسرها

یادتون نره

دوتا پست دادم

زیریش رو هم بخونین علی ۵ تا کامنت داده

ضایع نشه

این علی میگه عید رو هم تبریک بگو

باشه

عیدتون مبارک

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 12:56 |

سلام

اول از همه در مورد شایعات زیادی که اخیرا عده ای از دوستان به وجود آوردن مبی بر اهداء یک دستگاه گوشی دبلیو 800 به زهره بگم که با عرض معذرت این فقط یه شایعست و فاقد هر گونه ارزش می باشد.

آقا علی شما هم اگه می خوای هدیه بدی دبلیو 700 خودت رو بده به من برای زهره بفرستم!!

زهره جون باور کن من بی تقصیرم

نه که نخوام گوشی رو بهت بدم ( اصلا قابل شما رو نداره)

ولی الان آمادگی روحی برای این کار سخت رو ندارم

حالا صبر کن عیدی هام رو جمع کنم قلکم رو هم  میشکنم ببینم شاید بتونم برات یه 1100 خوشکل متالیک دست و پا کنم اگه خدا بخواد

1100 هم گوشی خوب و جون داریه فقط یه کم از مد افتاده تازه فناوری پیشرفته اس ام اس هم داره غیر از اون حاوی یک عدد لامپ فشار قوی می باشه

من خودم قبل از دبلیو 800 هر شب خواب 1100 می دیدم هر روز صبح با نور ۱۱۰۰ از خواب پا می شدم

از بابت گوشی خیالت راحت باشه.

خوب بریم سراغ این پست:

سال های ساله که بشر برای ایجاد ارتباط با نقاط دور و نزدیک از وسیله های زیادی استفاده  می کنه

در زمان های خیلی دور بشر از دود آتیش برای علامت دادن استفاده می کرد بعدش از نقاشی روی دیوار استفاده کردن و همین طور وسایل ارتباطی پیشرفت کرد تا امروزه ما از ایمیل و جی میل و هات میل و ... استفاده می کنیم

فکر می کنم همتون باید ایمیل رو داشته باشین ولی اگه ندارین و نمی دونین چجوری باید عضو یاهو بشین و ایمیل بگیرین نگران نباشین

چون من می خوام تو این پست آموزش ساین آپ برای ایمیل رو نشونتون بدم

خیلی سادست

اگه به عکس زیر نگاه کنین همه چیزو می فهمین:

درضمن اگه که جی میل ندارین بهتون پیشنهاد می کنم حتما برین دنبالش چون مزایای خیلی بیشتری از یاهو داره ( قابل توجه مسعود)!

 

 

 

ببخشید که عکسه خیلی نا خوانا افتاده

عکسش بزرگ بود و کوچیکش که می کردم که تو وبلاگ جاشه اینجوری می شد

باور کنین خیلی تلاش کردم

حتی با چند پسوند مختلف آپش کردم

ولی بهتر از ای نمی شد

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 12:4 |

سلام به همه بر و بچس گل و گلاب

اول از همه از کامنت هاتون ممنونم

شرمنده کردین

بعدش هم یه معذرت خواهی به همه بدهکارم که این ترم زیاد وقت آنلاین شدن ندارم و ممکنه کمتر بتونم آپ کنم ولی مطمئن باشین شما رو فراموش نمی کنم و به همتون سر می زنم!

به خاطر در خواست زهره جان که گیر داده می گه آپ کن منم تصمیم گرفتم خاطره همین چهارشنبه چند روز پیش رو که گذشت بنویسم:

ساعت 10 صبح کلاس اندیشه 2 داشتیم

با ذوق و شوق 10 دقیقه قبل از کلاس رفتیم نشستیم تو سالن

این ترم کلاس های تیریپ معارف تو سالن اجتماعات تشکیل میشن

خلاصه حاج آقا اومد و 2 ساعتی در خدمت شریف ایشان مستفیض شدیم

جاتون خالی این استاد انقدر باحاله که آدم حالش بد میشه بیش از 2 دقیقه به طور پیوسته نگاش کنه!

ساعت نزدیکای 12 بود بچه ها گفتن حاجی دیگه بی خیال کباب سرد میشه

آخه شما که نمی دونین ما چهار شنبه ها کباب می خوریم

البته کبابش رو فکر کنم با شلنگ پیوند دادن!!

اون ترم به دلیل بی جنبگی یکی از استادا در روز چهارشنبه به دلیل خوردن کباب و گاز های متساعد شده از بالا و پایین این استاد و تولید صداهای ناهنجار با عده ای از دوستان به سازمان حفاظت از محیط زیست شکایت کردیم که البته نتیجه ای در پی نداشت!

(این استاد پروازی بود(از اهواز با مینی بوس میاوردنش!!)خودش هم اهل رامهرمز بود، خلاصه فقط چهارشنبه ها میاد دانشگاه اون هم فکر کنم به خاطر کبابه)

خلاصه کباب رو که زدیم کلاس سیالات ساعت 12:30 تشکیل شد که اتفاق خاصی نیفتاد چون بیشترش خواب بودم(به دلیل سبک بودن و سادگی درس)

ساعت 3 شد و کلاس ریاضی مهندسی داشتیم با یه استاد عجیب غریب که هم دکترای مکانیک داره هم ریاضی!!!!

کلاس این استاد 3 ساعته و بینش هم آنتراک نمی ده

اون روز یکی از بچه ها با دستمال ابریشمی رفت سراغ استاد گفت استاد یه آنتراکی چیزی بدین دیگه!

استاد تحویلش نگرفت

ساعت حدود 4:25 شد و یهو دیدیم که استاد با سراسیمگی هر چه بیشتر پرسید کی آنتراک می خواست

بیچاره پسره جرات نکرد بگه من بودم

استاد گفت برید انتراک 4:30 بیاین

همه تعجب کردیم گفتیم لابد خبراییه

اومدیم بیرون دیدیم استاد نیست

!!!!!!!!......!!!!!!!

یعنی کجا می تونه رفته باشه؟؟!!

یعنی ممکنه کلاس رو دو در کرده باشه؟

آیا همچین چیزی ممکنه؟

یهو دیدیم یه چیزی با سرعت صوت داره به طرف ساختمون کلاس ها میاد

خوب نگاه کردم

....

....

....

....

....

....

....

به نظرتون چی دیدم؟

....

....

....

....

....

....

....

....

....

دیدم که استاد در حالی که دستای خیسش رو تو هوا تکون میده داره به سمت کلاس دو می زنه!!

بیچاره عذاب وجدان داشته

روش نمی شده بگه

به ما آنتراک داده منتش رو میزاره رو سر ما

حالا نکته قابل توجه در اینجا اینه که این استاده کلی محاسبات کرده و با توجه به حجم کاری که باید انجام می داده به ما 5 دقیقه آنتراک داده!!

بعد از یک روز طولانی اگه گفتین حالا چی حال میده؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

بله درسته

شما جواب صحیح رو دادین

شما برنده یک دستگاه شدید

.

.

.

.

.

ما کلاس حل سیالات داشتیم به عبارتی

قبلش یه چیزی بگم

.

.

.

.

.

.

صید بی رویه آبزیان باعث انقراض تدریجی آنها می شود

بیایید کمتر صید کنیم

.

.

.

.

.

.

رفتیم سر کلاس و دانشجویی که کلاس حل تمرین رو انجام می داد می خواست شروع به درس کنه که ناگهان...

...

.

.

.

.

.

.

.

.

چیزی دیدیم که باورمون نمی شد

عمرا بتونین حدس بزنین

دو تا از بچه ها با دو پاکت بستنی تو دستاشون داشتن وارد کلاس می شدن و فریاد ایران ایران بچه ها !!! ها؟؟!! گوش آدم رو کر می کرد

بله ما اشتباه ندیده بودیم

ما خواب نبودیم

عین واقعیت بود

امید عزیز به مکه می رود

امید جان عزیز دلم تو قرعه کشی مکه دانشجویی در اومده بود و داشت می رفت مکه

و امروز در این روز بزرگ و به یاد ماندنی که حتما در تاریخ ثبت میشه یه اصفهانی داشت به ما بستنی
 می داد

در این جا مجبورم یه بخشی از وقایع رو سانسور کنم چون واقعا زشته که بخوام اینجا مطرحشون کنم و واقعا صحیح هم نیست و این مربوط میشه به دعوای دختر و پسر ها برای انتخاب بین دو گزینه بستنی قیفی و کیم بستنی که واقعا صحنه های غیر اخلاقی و بدی از دو طرف سر می زد!!

من شرمم میشه بخوام بقیش رو تعریف کنم

دیگه بقیش رو خودتون حدس بزنین که چی شد!!

.

.

.

.

راستی یه چیزی رو یادم رفت بگم

این خاطره رو بعضی از دوستان تحریف کردن و روایت های دیگه ای از اون نقل کردن که در جای خودش بد نیست یه نگاهی به وبلاگ مگ مگ بکنین!!

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 12:26 |
example: