سلام
چطورین یا چند تا؟
این جمله رو مدیون شمیم هستم 
شمیم جان متشکریم...
.
.
یه سوال می خوام بپرسم
کی میدونه امروز چه روزیه؟
هیچکی غیر از من و مسعود نمی دونه
اینو حاضرم شرط ببندم
امروز تولد 1 سالگی وبلاگ EHSANSMS می باشدو به این مناسبت مراسمی با شکوه در تالار پذیرایی گلها که نزدیک روستای اندیمشک است برگزار می شود.
از والدین گرامی خواهش می کنیم که فرزندان خود را بپیچانند و همراه خود نیاورند.
ایشالا از اون ها در فرصت های بعدی پذیرایی به عمل خواهد اومد.
شاید بد نباشه براتون یه تاریخچه ای از وبلاگ بنویسم...
یادم میاد پارسال مهر ماه بود که روز 2 مهر مثل یه بچه + سرم رو انداختم پایین و اومدم دانشگاه.
اولین روز که می خواستم برم دانشگاه انقد ذوق زده شده بودم که با وجود اینکه کلاسم ساعت 9 شروع میشد و شیمی عمومی هم داشتیم من از ساعت 7 رفتم دانشگاه.
لحظه ورودم به دانشگاه خیلی جالب بود...
ضایه ترین لحظه...
هیشکی تو دانشگاه نبود...
هوا هم تاریک روشن بود و فاصله 100 یاردی به خوبی مشخص نبود
من به کاپیتان گفتم که در 36 درجه غربی مراقب تخته سنگ ها و صخره هایی که تو دریا هستن باشه که به تایتانیک ما نخورن چون جک و لوبیای سحر آمیز داشتن ماهی گیری می کردن و ممکن بود بیفتن تو آب. راستی هر کی سجاد رو دید بهش بگه اون بطریه رو من انداختم تو آب نه ارنستو
خلاصه اومدم تو ...
اول از همه رفتم یه چرخی دور ساختمون کلاس ها زدم و پس از بررسی مهندسی ساختمون
رفتم که مثلا کارت غذامو بگیرم.
تو پرانتز: کارت های غذای ما خیلی با کلاسن. با بلوتوس کار میکنن.
دلتون بسوزه. ما از فاصله 11 اینچی ژتون داشتن خودمون رو جلو دستگاه ثابت می کنیم.
رفتم طرف اتاقی که یه خانم با شخصیت کارت ها رو می داد.
در اتاق بسته بود.
اومدم بیرون رفتم طرف بوفه گفتم کارت غذا می خوام. گفت مسئولش ساعت 11 میاد. و به این شکل بود که اولین ... مهرماه رو خوردیم.
روزها پشت یر هم می گذشتن و ما هم دوستای جدیدی پیدا می کردیم
همون طور که می دونین و من هم به این نتیجه رسیدم دوست ها انواع مختلفی دارن:
دوست سلام علیکی : هر وقت میبینیش از دور یه سلامی میدی
دوست بوفه ای : اهل شماره انداختن و معمولا لاشخور
دوست اینترنتی : بدون شرح
دوست دانلودی : هر چیزه خوبی دانلود کردی میاد ازت کش میره
دوست رم ریدری( مختص دارندگان دبلیو 800) : بی زحمت رم ریدرت رو میدی؟ بعد 2 درش میکنه
خوب خودت یه دونه بخر خسیس 
دوست جزوه ای : سر کلاس جزوه نمی نویسه وقتی کلاس تموم شد میگه جزوتو بده یه کپی بگیرم
دوست دختر : وای نگو
دوست پسر : خفه شو کثافت
دوست سال بالایی : راهنما و حلال مشکلات
دوست با مرام : سخته ولی پیدا میشه
و از همه مهمتر رفیق ناباب!!
این مورد آخر رو یکم باز می کنم:
(راستی بچه پر رو ها تولد وبلاگمو تبریک نمیگین؟!!)
خوب همون طوری که گفتم من بسیار بچه + بودم و این + بودن تا شروع ترم 2 که با مسعود و علی آشنا نشده بودم ادامه داشت ولی از وقتی با این 2 تا آشنا شدم مسیر زندگیم دچار انحراف فوق زاویه ای شد.
مسعود:ملقب به مگ مگ، سریع، درنده ، چابک ، گوشتی، گوشت خوار ، ضمخت ، رعب انگیز ، هولناک ، قد بلند ، 5 شونه، فاقد سبیل
، بدن ساز (با نیما نکیسا هم محشور شده) ، بلاگر، رپ خون، و در یک کلام ناباب
علی: ملقب به گل نرگس، از مدافعان و دارندگان سونی اریکسون
، شروع کارش تو زمین خاکی نزدیک خونشون با 66 جوات بوده ، داد میزنه
، حرف تو گوشش نمیره ، روحیه میده مثه چی ( اگه خود کشی نکنی شانس آوردی) ، درس خون ، مخ ریاضی، در یک کلام متعادل
خلاصه یه روز ظهر با مسعود تو سایت نشسته بودیم و اون داشت وبلاگ می نوشت
گفتم جریان این چیه؟ چجوریه؟ منم می تونم داشته باشم؟ پولیه؟ و خلاصه از این حرفا
اون روز اتفاقا پشت سیستم خواهران نشسته بودیم ( به کسی نگین ها ) 
اون زمون من انبار اس ام اس بودم
تصمیم گرفتم اس ام اس هامو تو وبلاگ بنویسم
نمیدونستم اسم وبلاگو چی بذارم که آخرش گذاشتم EHSANSMS که بهش میومد
اولین جوکی که نوشتم با عرض معذرت این بود:
ترکه به خانومش میگه عزیزم 5 شنبه به 5 شنبه خیلی دیره بکنیمش 2 شنبه به 2 شنبه
و این گونه بود که من از حالت اولیه + به حالت ثانویه – نزول درجه دادم
و در سالی که گذشت 152 تا پست دادم
که اگه دل گرمی شما دوستای عزیزم نبود هرگز این کار ادامه پیدا نمی کرد 
همین جا از همتون که تو این یه سال اومدین ممنونم وبیش از همه از مسعود تشکر می کنم که به من یاد داد که چجوری باید وبلاگ درست کرد
من الان اشک در چشمانم حدقه زده
چون خاک رفته تو چشمم
خواهش می کنم تشویقم کنین
د یالا نامردا...
امیدوارم تو سال جدید پست های بهتری بدم
خوش باشین
راستی سهم کیکتون هم محفوظه
هر وقت اومدین دزفول میدم کوفت کنین...
در ضمن کادو یادتون نره لطفا
شماره حسابمو میدم پول واریز کنین
راستی فعلا این کلوچه رو با چایی میل کنین تا کیک برسه
من اولین کسی هستم که تو تولدش کلوچه و چایی میده 

+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت
1:42 |