سلام و از این جور چیزا
تا حالا دقت کردین به این جمله: سالی که نکوست از بهارش پیداست؟؟![]()
خیلی جمله با حالی است
الان فصل بهاره
بهاره دختر خوبیه![]()
ولی حیف فکر کنم تو طرح جمع آوری بگیرنش!!![]()
بهارش پیدا هم هست![]()
ولی نمی دونم چرا سالش نکو نیست؟![]()
سال 86 تا اینجا سال خوبی برای من نبوده
حداقل از نظر تحصیلی
از شروع سال ضد حال+ضد حال+...![]()
دیگه واقعا به اینجام رسیده...![]()
هوی بی تربیت اینجا در اینجا معنیه دیگه ای میده![]()
چرا فوری فکر بد می کنی؟![]()
تازگی ها مد شده استاد ها بهم گیر میدن!!![]()
داستانش طولانیه![]()
من و علی همیشه سر کلاس معمولا پیش هم می شینیم و به علت آمادگی ذهنی بالا همیشه تو کلاس جزو اکتیو ترین دانشجوها هستیم![]()
![]()
![]()
مخصوصا سر کلاس دینامیک و مقاومت که استادش سیاوش جونه![]()
![]()
ولی یه اشکال کوچیک عمده تو کارمون هست که همیشه نیشمون تا بنای گوش بازه![]()
آخه یکی نیست به ما بگه آخه دینامیک و مقاومت خنده داره که می خندی؟!![]()
2 هفته پیش بود فکر می کنم
سر کلاس مقاومت بودیم
گنجشکه که یادتونه؟؟
استاد داشت درس میداد
احساس کردم ای کاش به جای گنجشکه من سرم رو کوبیده بودم تو دیوار راحت می شدم![]()
با عرض پوزش انقدر بحث تخمی بود
که وقتی استاد می خواست ببینه بچه ها حواسشون به کلاس هست یا نه و پرسید که مساحت این مقطع چی میشه در حالی که مقطع دایره بود همه با شک و تردید به مشورت با هم می پرداختن که مساحت دایره چی میشه؟![]()
من این وسط خودم رو زود پیدا کردم و با ترس و لرز گفتم استاد میشه پی آر دو ؟![]()
وقتی من این رو گفتم علی از خنده منفجر شد و ساختمون معماری رفت رو هوا
علی خندید و خنده کنان در حالی که به صورت زیک زاک راه می رفت از کلاس رفت بیرون![]()
ظهر همون روز با همون استاد حل تمرین دینامیک داشتیم![]()
کلاس خسته کننده ای بود
ما هم به اندازه لازم خندیدیم
بعد از کلاس دیدم استاد بهم یه اشاره ای کرد و گفت آقای .... شما لطفا بمون من با شما کار دارم![]()
هی با خودم گفتم چیکارم داره؟؟![]()
نکنه می خواد از من تشکر کنه که دانشجوی فعالی در کلاس هستم؟![]()
شاید می خواد بگه برای سال پایینی ها کلاس حل تمرین بذارم؟![]()
شاید می خواد بگه میان ترمت رو خیلی خوب دادی و نمی خواد پایان ترم بدی!!![]()
شاید می خواد تو تصحیح کردن برگه های میان ترم کمکش کنم؟!!![]()
و از این احتمالات
همه جور فکر می کردم غیر از اینکه استاد رفته یه قوطی رنگ قهوه ای تیره خریده و می خواد منو
قهوه ای کنه![]()
رفتم پیش استاد
چیزام اومده بودن زیر گلوم تقریبا![]()
استاد شروع کرد
لامصب برسی هم که در رنگ آمیزی استفاده می کرد مقیاسش 30 در 50 بود![]()
استاد: آقای .... شما و آقای بهادری از اول ترم این درس رو سر سری گرفتین. جریان چیه؟
لامصب میگه از اول ترم!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
دیگه از گلوم هم داشتن بیرون می زدن![]()
(چیزام رو عرض می کنم)![]()
گفتم استاد منظورتون چیه؟![]()
گفت همش سر کلاس می خندین![]()
مگه من چیز خنده داری میگم؟![]()
کلاس حرمتی داره![]()
و از چرت و پرتا![]()
من دیگه تقریبا چیزام از گلوم افتاده بودن بیرون و چیزی رو احساس نمی کردم![]()
![]()
تنها کاری که می تونستم بکنم .... مالی بود
(بازم فکر بد کردین؟؟ منظورم رفتن به امور مالی بود برای تصویه حساب و حذف درس)
لا مصب هر چی ماله می کشیدم فایده نداشت![]()
در این حین علی با قیافه اینجوری:
رد شد و استاد بهش گفت آقای بهادری شما بگو ببینم جریان چیه انقدر می خندین؟ علی این شکلی شد:
اون هم مراتب پاچه خواری رو به جا آورد ولی فایده ای نداشت
چند روز گذشت تا این مسئله رو فراموش کردیم![]()
از اون روز به بعد هم سر کلاس این استاد پهلوی هم نمی نشستیم![]()
سر کلاس زبان تخصصی بودیم که دومین اتفاق افتاد
از شانس بد من در طول کلاس 2 بار لبخند زدم و هر 2 بارش استاد منو دید![]()
آخه چقدر کسی می تونه بد شانس باشه؟![]()
این یکی استاد رحم تو وجودش نبود همون جا سر کلاس جلو 400 تا دانشجو گفت نمیدونم چرا این آقای .... از اول کلاس داره میخنده؟
باز خوبه نگفت از اول ترم!![]()
اینم یه قوطی رنگ قهوه ای خالی کرد تو سرم![]()
من تو اون هفته 2 بار با رنگ قهوه ای دوش گرفتم![]()
شانس آوردم اون روز قوطی گریس معجزه آسا برای اساتید 3 پیچ رو آورده بودم![]()
بعد از کلاس رفتم و چنان گریسی مالیدم که هنوز اثرات چربیش رو استاد پا بر جا مونده!!![]()
حالا به نظر شما این طور که اوضاع پیش میره من تا آخر سال چه بلایی سرم میاد؟![]()
.
.
.
.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن1:
معرفی دستگاه وینچ:
وینچ یک دستگاه پر کاربرد در صنعته
از یه موتور تشکیل شده که برای جمع کردن طناب استفاده میشه
حواستون رو باید به قلابش بدین!!
اگر بهتون گیر کرد نمیشه جداش کرد
موارد استفاده: تنبیه دانشجو به وسیله قرار دادن وینچ در عقب وانت و حرکت وانت با شتاب ثابت و ...
مجری طرح: حداد!!![]()
پ.ن2: مسعود جان اگه به فکر خودت نیستی به من و علی رحم کن. این که می خواد به زور رفیقت شه داره کار دستمون میده ها!!! حالا یه نفر پیدا شده داره بهت پا میده خوب یه کاریش بکن دیگه. امروز
می خواست منو بزنه!!!! من می ترسم!!!!!!!!!![]()
پ.ن3: واقعا کسی چقدر می تونه پر رو باشه؟ این رو هیچ وقت فراموش نکین![]()
![]()
![]()
پ.ن4: صا ایران: هر روز بهتر از دیروز![]()
![]()
![]()
پ.ن5: دزفول نت وبلاگ زهره رو فیلتر کرده!! دختر بد!!![]()
![]()
![]()
پ.ن6: هیچ وقت نگران رزق و روزی نباشین. خدا خودش روزی رسونه. باور کنین ما چندین نفر تو دانشگاهمون داریم که کارشون در حد باز کردن در کتابخونست و ظهر که میشه میگن خدایا شکرت و میرن خونه!![]()
![]()


