تبليغاتX
Ehsan SmS
یه ترکه جریان پتروس فداکار و دهقان فداکار رو قاطی میکنه

 میره انگشت می کنه تو کون راننده قطار!!!!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 10:51 |
یه بار یه ترکه پولکی می خوره

میگه:

بهم نگید ترکی ها !

ولی این چیپس ها خیلی شیرینن!

+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:1 |
از ترکه می پرسن اگه آب نبود چی می شد؟

میگه : خوب اونوقت خیلی بد میشد

اونوقت آب نبود .... ما نمی تونستیم شنا کنیم .... اونوقت غرق می شدیم

(از طرف مسعود)

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:59 |
یه روز یه ترکه داشته تو اتوبان تهران کرج رانندگی می کرده

از رادیو اعلام میشه که یه ماشین در باند ۳ اتوبان تهران کرج در جهت مخالف رانندگی می کند

ترکه در حالی که داره فرمون رو تند تند اینور اونور می کنه

میگه لامسب یکی دوتا هم که نیستن!

(از طرف سارا)

+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:37 |
ترکه تو عمق ۵ متری استخر شنا می کرده

میاد بالا میگه

بابا ایول

این کاشی کاره عجب نفسی داشته!

+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:30 |
ترکه زن می گیره

شب عروسی می فهمه زنش اسراییلیه

رو تشک حاضر نمیشه!

+ نوشته شده توسط احسان در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:24 |
به یه ترکه توی مهمونی میگن راحت باش.............میگوزه !!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:34 |
یه دفعه ماشین یه ترکه رو می دزدند

بعد ترکه شماره ماشین رو ور میداره

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:6 |
یه روز ترکه میره تو اتوبوس می بینه همه میله اتوبوس رو گرفتن

سریع میره میله رو میگیره

میگه ولش کنین من گرفتمش

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:50 |
ترکه زن می گیره کف می ماله ببینه سوراخش کجاست
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:43 |
ترکه دولش بلند نمیشه می ذاره تو آب می بینه پنچره
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:41 |

جشنواره گل بوده

هلندیه یه ساعت صحبت می کنه

ترکه میگه این چی میگه

یکی میگه داره درباره پرورش گل ها تو کشورشون صحبت می کنه

ترکه عصبانی میشه بلند میشه یه بیلاخ به هلندیه میده میگه این گلهایی که شما پرورش می دید ما تو کشورمون می ذاریم زیر کونمون می شینیم روش

فرانسویه یه ساعت صحبت می کنه باز ترکه عصبانی میشه میگه این گلهایی که شما پرورش می دید ما تو کشورمون می ذاریم زیر کونمون می شینیم روش

همین طور ترکه به همه بیلاخ می داده تا نوبت به خودش می رسه

بعد بلند میشه میگه ما تو کشورمون کاکتوس پرورش می دیم

بعد یه بیلاخ به همه می ده میگه اگه خایه داری بشین روش

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:38 |
یه روز یه ترکه شرت آمریکایی پاش می کنه

بهش میگن حالا چه احساسی داری

میگه احساس می کنم کونم تو غربته

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:28 |

تركه هرشب دو ليوان بالاي سر رختخوابش ميگذاشت .يكي پر و يكي خالي. دوستش از او مي پرسد؟ براي چه اين كار مي كني؟ جواب مي دهد. اگر تشنم شدبخورم .مي پرسد ليوان خالي براي چيست؟ تركه جواب مي دهد اگر تشنم نشد چي؟؟

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 14:39 |

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 14:36 |

تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 14:32 |

يه تركه توي دستشويي ميميره روحش توي هواكش گير ميكنه!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 12:18 |

ترکه میره مشهد جلوی حرم میگه یا امام علی قربون دو دست بریدت فدای لب تشنت پس کی ظهور میکنی خسته شدم از بس اومدم قم!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 12:18 |

يه روز به يه تركه ميگن خيلي اقايي ميگه ما بيشتر!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 12:15 |

تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 12:8 |
یه ترکه داشته میرفته

 میفته تو جوب آب برای اینکه سه نشه صدای قوطی در میاره!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 12:3 |
به ترکه می گن با شمشیر جمله بساز

 می گه فدات شم،شیر خوردی؟

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 21:18 |
یه روز یه ترکه میره ماه عسل

یادش میره زنشو ببره!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 21:16 |

شب زفاف به ترکه می گن

 سفت ترین جای بدنتو بکن اونجایی که زنت می شاشه

صبح بیدار می شن می بینن

ترکه سرش گیر کرده تو سوراخ توالت!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 21:13 |

ترکه به دختره میگه بوس می دی؟

میگه نه

ترکه میگه به جهنم من به خاطر خودت گفتم من که خودم زن دارم!

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 21:12 |

ترکه میره آزمایش ایدز

مثبت بوده

با خودش میگه عجب روزگاری شده

آدم به انگشت خودش هم نمی تونه اعتماد کنه!

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 21:11 |
به ترکه میگن معیارت برای ازدواج چیه؟

میگه هیکل جنیفر لوپز

اخلاق فاطمه زهرا

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:40 |
ترکه میره بانک منفجر میشه، چون ضامن نداشته

ترکه میره مانوور اسیر میشه

ترکه میره زیره تانک بهش میگن حسین نفهم، چون نارنجک نبسته بوده!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:39 |
میدونید شباهت ترک و پارک چیه؟

هر دوتاش تاب دارن!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:32 |
به ترکه میگن نظرت درباره دوران نامزدی چیه؟

میگه مثل این می مونه که بابات برات دوچرخه بخره

ولی نذاره سوارش بشی!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:27 |
ترکه هر روز زنگ یه کلیسا رو میزده و در میرفته

یه روز پدر روحانی پشت در کمین میکنه تا ترکه زنگ رو می زنه مچش رو می گیره

ترکه هم حول می کنه میگه ببخشید عیسی هست؟!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:12 |
یه روز ترکه به موبایل دوستش زنگ میزنه

می بینه یه خانوم با صدای قشنگ میگه: مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد

ترکه که خودش رو باخته میگه: بی خیال مشترک مورد نظر خودت چطوری؟

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:10 |
ترکه مشکی پوشیده میگن چرا مشکی پوشیدی میگه بابام مرده

میگن پس چرا پاره پوره پوشیدی؟

میگه خدا بیامرز نمیذاشت چالش کنیم!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:5 |
از ترکه می پرسن می دونی usa مخفف چیه؟

میگه آره، یوم الله 13 آبان!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:3 |
به ترکه میگن کدام پیامبر بود که همه حیوانات را در کشتی خود جمع کرد؟

میگه حضرت یوگی!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 13:53 |
یه روز به یه ترکه میگن خونت کجاست؟

میگه اردبیل همون در زرده!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 13:10 |
یه روز ترکه میره کارواش ماشینش رو نمی بره

بهش میگن چرا ماشینت رو نیاوردی میگه نزدیک بود پیاده اومدم

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 13:9 |
یه روز ترکه به دوستش میگه ما که تلفن نداریم شما که دارید یه زنگی به ما بزنید!
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 13:8 |
ترکه به زنش میگه عزیزم ۵شنبه به ۵شنبه خیلی دیره بکنیمش ۲ شنبه به ۲شنبه !
+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 و ساعت 12:47 |
example: