تبليغاتX
Ehsan SmS
ای میر ما

     ای پیر ما

          بنشین به روی ...

.

.

.

.

.

اشتباه کردی عزیزم

قالب شعر غزل بود نه مثنوی!!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 11:41 |

می بخشین بچه ها این پست یه ذره مطالب بی ادبیش زیاد شد

 

به بزرگواری خودتون ببخشید

 

حالا سعی می کنم از این به بعد مودب تر باشم

 

این ها 20 تا جوکن

 

ولی شما همتون خودتون نمره 20 این!!

=================================================

می دونی  چرا خیلی از دخترها

 

سینه چپشون از سینه راستشون بزرگتره؟

 

چون خیلی از پسرها راست دستند!!

=================================================

یه گونی پشکل می خرن

 

درش رو که باز می کنن یه لر از توش میاد بیرون

 

بهش می گن تو اینجا چی کار می کنی؟

 

میگه من جاییزشم!!

=================================================

تف به مرامت عوضی...!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

برنامه امشب سینماهای تهران و شهرستان ها!!

=================================================

سایت بچه بازهای دزفول (قابل توجه دزفولی های عزیز)

 

دبلیو دبلیو دبلیو

 

دات

 

دات

 

ندات

 

زورگاش کن!!

=================================================

می دونی چرا تشک رو قبل از دوختن با چوب می زنن؟

 

با بعدا هر چی که دید صداش در نیاد!!

=================================================

3 نفر واجب الکیرند:

 

دختر فراری

 

بیوه سیگاری

 

کسی که جواب اس ام اس نمیده!!

=================================================

آرایشگر ها قشنگ می کنن

 

آشغالیا تمیز می کنن

 

دکترا خوب می کنن

 

آشپزا سیر می کنن

 

دوست داری من تو رو چجوری بکنم؟؟

=================================================

امروز روز حمایت از بیماران گوارشیه

 

گوزوها روزتون مبارک!!

=================================================

امام جمعه قزوین در دیدار تاریخیه خود با جنیفر لوپز به ایشان گفت:

 

خواهر، شما با این باسن به این قشنگی

 

حیف نیست نماز نمی خونی؟

=================================================

............

 

...........................

 

....

 

...................................................

 

به علت ایام سوگواری از گفتن این جوک معذوریم!!

=================================================

خانومه میره پیشه یه خیاط ترک

 

میگه یه لباس می خوام

 

دامن کوتاه

 

ناف بیرون

 

خیاط میگه من برات ماکسی می دوزم

 

تو هر جا رفتی بگو من جندم!!

=================================================

معلم:

 

5+5 چند میشه؟

 

شاگرد:11

 

معلم: احمق اول دستت رو از تو شلوارت در بیار

 

دوباره بشمار!!

=================================================

اسامیه دیگر کاندوم:

 

کیرانه

 

گایانه

 

کیرپوش

 

آب کیرگیر

 

کیرماسک

 

کیروگام

 

کس بان

 

بچه دزد

=================================================

فرق دوست دختر با ساعت می دونی چیه؟

 

ساعت اگه بخوابه حال گیری کرده

 

ولی دوست دختر اگه بخوابه نمی دونی که چه حالی میده!!

 

(با تشکر از دوست عزیزم مجید)

=================================================

میدونی فرق دزد با زن چیه؟

 

دزد اگه مالتو بخوره کونت می سوزه

 

ولی زن اگه مالتو بخوره جگرت حال میاد!!

 

(با تشکر از دوست عزیزم مجید)

=================================================

سالها بود تو را می کردم

 

همه شب تا به سحرگاه دعا

 

یاد داری که به من می دادی

 

درس آزادگی و مهر و وفا

 

همه کردند چرا من نکنم

 

وصف روی گل زیبای تو را

 

تا ته دسته فرو خواهم کرد

 

خنجر خود به گلو گاه نگاه

 

تو اگر خم نشوی تو نرود

 

قد رعنای تو از این درگاه

 

(با تشکر از دوست عزیزم اشکان)

=================================================

اگه یه روز تو خیابون

 

از کنار یه گنجشکه رد شدی و نپرید

 

فکر نکن دوستت داشته

 

بدون اون تو رو تخم خودش هم حساب نکرده!!

 

(با تشکر از دوست عزیزم مجید)

=================================================

اگه میخوای خوش هیکل بشی

 

صبح یه لیوان شیر

 

ظهر یه دونه سیر

 

شب یه وجب کیر!!

 

(با تشکر از دوست عزیزم مجید)

=================================================

رشتیه از زنش می پرسه

 

تا حالا غیر از من کسی کنارت خوابیده؟

 

زنه میگه نه

 

فقط تو خوابیدی

 

بقیه تا صبح بیدار بودن!!

 

(با تشکر از دوست عزیزم مجید)

=================================================

تا حالا دیدی یکی تو رو

 

یا تو یکی رو

 

یا یکی یکی دیگه رو

 

یا دو تا یکی رو

 

یا یکی دو تا رو

 

اینجوری اسکول کنه؟؟

 

(با تشکر از دوست عزیزم مجید)

=================================================

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 9:54 |
فرق کیر عرب با دوچرخه

با دوچرخه پا می زنن

ولی با کیر عرب دست و پا می زنن!

+ نوشته شده توسط احسان در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 12:54 |
طرف شلوارش رو برعکس می پوشه

مامانش میگه:

الهی قربونت برم

هر وقت میری انگار داری میای!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:56 |
طرف تو دستشویی بوده

پسرش زنگ می زنه به موبایلش

میگه بابا کجایی؟

میگه یه جایی

میگه: مامان میگه امروز ناهار نداریم

هرجا هستی همونجا یه چیزی بخور! 

 

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:55 |
اگر می خواهید زندگیه دوباره ای داشته باشید

با ما تماس بگیرید:

(سازمان بازیافت زباله)

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:52 |
قانون ۱۱ نیوتون:

اگه یه جایی از آقایون بره لایه در

سرعت صوت از سرعت نور بیشتر میشه!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:51 |

یه آخونده قرصه اکس می خوره

داره نماز می خونه

میگه:

السلام علیکم و رحمته الله و برکا تو... تو... تو... تو خودت قند و نباتی ...!

=================================================

جواب نامه بوش به احمدی نژاد:

احمد جان لطفا برای نماز صبح بیدارم کن!!

=================================================

به عربه میگن چرا به ولیعصر میگن ولیعصر؟

میگه:

چون صبح ها اونجا خبری نیست ، ولی عصصصر....!!!!

=================================================

به عربه خبر میدن

 بابا زنتو تو یه ماکسیما تو جاده چالوس دیدن 180 تا سرعت می رفته

میگه:

این که چیزی نیست

از این بیشتر هم میره!!

=================================================

یه عربه با یه دزفولی و یه لر یه جنده بلند می کنن

دارن تو جاده چالوس میرن

که پلیس جلوشون رو می گیره

به عربه میگه تو اینجا چی کاره ای؟

میگه:

ما با هم یه شرکت داریم ، من رئیس شرکتم

به دزفولیه میگه تو اینجا چی کاره ای؟

میگه:

من هم معاون شرکتم

به جنده میگه تو چی کاره ای؟

میگه:

من هم منشیه شرکتم

لره در میاد میگه:

یه دفعه بگید جنده هه منم دیگه!!

=================================================

دزفولیه میره دم یخچال دره یخچال رو باز می کنه

می بینه ژله هه داره می لرزه

میگه:

نترس اومدم پنیر رو ببرم!!

=================================================

به عربه میگن یه حیوون وحشی رو نام ببر

میگه:

ببر

میگن یکی دیگه نام ببر

میگه:

یه ببر دیگه!!

 

 

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:24 |
یه بار یه آخونده قرصه اکس می خوره

داره نماز می خونه

میگه: ربنا اتنا فی د ... د ... د ... دنیا ... دنیا دیگه مثل تو نداره

نداره نه میتونه بیاره!!

+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:36 |
یه بار ۳ تا موش دارن برا هم خالی بندی می کنن

اولی میگه

بابا من فنر تله موش رو در میارم باهاش اسکات می زنم

دومی میگه

تا حالا مرگ موش خوردین؟

مزه عرق سگی میده

سومی داره کم میاره

موبایلش زنگ می خوره بعد میگه باشه باشه اومدم

می پرسن چی بهت گفت؟

میگه بچه ها گربه آوردن که بکنیم!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:6 |
تفریح مردم:

پولدارا:

ویسکی / کس / پسته

متوسط ها:

عرق / کون / تخمه

فقیرها:

دوغ / جلق / نخودچی

بیکارا:

آب یخ / کسشر / اس ام اس

+ نوشته شده توسط احسان در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:17 |
دنیا دیگه مثل تو نداره

نه داره نه می تونه بیاره

می دونی چرا؟

چون نسل دایناسورها منقرض شده!

(از طرف سارا)

+ نوشته شده توسط احسان در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:48 |
یه روز یه زنه دو قلو حامله بوده

بچه ها داشتن تو شکم زنه بازی می کردن

که یکی از اونا به اون یکی میگه

برو کنار بابا داره میاد

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:42 |
یه روز یه بچه از باباش می پرسه بابا بچه ها چطور به دنیا میان؟

باباهه میگه

پدر و مادرها اونا رو از اینترنت دانلود می کنن

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:38 |
نماز خوندن معتادها(سوره توحید):

بشم الله لحمان لحیم

قفلو داد به احد

احد داد به شمد

لم داد اینور

لم داد اون ور

ولم کن بابا کفرش در اومد احد

+ نوشته شده توسط احسان در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:23 |

علی دایی تو اردبیل چادر می زنه میره دم نونوایی

یه زن هلو جلوش بوده

اونو انگولک می کنه

زنه بر می گرده میگه

علی نکن ، منم حسین(رضا زاده)

(از طرف آقا محمد)

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:38 |
یه روز خروسا دارن فوتبال بازی می کنن

مرغه میاد میگه منم بازی

میگن نمیشه

مرغه هم یه تخم وسط زمین می ذاره میگه به تخمم

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:58 |
یه روز یه نخوده میره بدن سازی میشه کون
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:30 |
زنگ موبایل آخوندا:

دیدین تو دین ریدین

تو دین ریدین دیدین

ریدین تو دین دیدین

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:24 |
۵ نوع کردن داریم:

فکر کردن

بازی کردن

پرتاب کردن

شوخی کردن

بسوزه کون لق کسانی که فکر بد کردن

+ نوشته شده توسط احسان در جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:10 |

تركه داشته مي رفته بالاي تير چراغ برق ازش مي پرسن كجا ميري؟ ميگه دارم ميرم توت بخورم ميگن اينكه درخت توت نيست ميگه توت تو جيبمه!

===========================================================

يه بار يه تركو عرب باهم بحثشون ميشه

تركه به عربه ميگه تو خري عربه هم به تركه ميگه تو خري

بعد تركه به عربه ميگه بيابريم دادگاه ببينيم كدوممون خريم

بعد تركه ميگه اقاي قاضي من خرم يا اين(عرب)

بعدقاضي به تركه ميگه برو در خونه ما بين من خونه هستم

عربه ميزنه زير خنده ميگه نگفتم خره

قاضي ميگه براي چي ميگه تلفن هست ميخواد بره در خونتون!

===========================================================

يه روز يه تركه يك كيلو شكر مي خره براي اينكه مورچه نخوره روش مي نويسه نمك!

===========================================================

يه روز يه تركه يه بسته هزاري پيدا مي كنه ميره داخل بازار مي گه عكس خميني صد تومن!

===========================================================

یه روز يه رشتي به پسرش مي گه : گوش كن باباجون

اين قدر دختر بازي نكن

يه وقت ايدز مي گيري

اگه تو ايدز بگيري كلفتمون هم ايدز مي گيره

اگه اون ايدز بگيري منم ايدز مي گيرم

اگه من ايدز بگيرم مادرتم مي گيره

اگه مادرت ايدز بگيره همه شهر ايدز مي گيرن!

===========================================================

يك روزيه تركه ميره راهپيمايي ميبينه شلوغه برمي گرده خونه!

===========================================================

يه روز يه نفر سوار تاكسي ميشه از راننده ترك ميپرسه آقا كريم خان ميريد؟ تركه ميگه خوب معلومه كه ميريد اگه نميريد كه مي تركيد!

===========================================================

يك روز يك رشتيه زنش را مي زنه

بعد به جرم تخريب اموال عمومي دستگير مي شه!

===========================================================

يه روز تركه و رشتيه ميرن طبيعت رشتيه ميگه به به عجب هوایي عجب درختایي عچب کوهي به خاطر اين كه ترکه كم نياره ميگه آره اينا همش كار خدا عليه السلام است!

===========================================================

به اصفهانیه میگن با کالسکه جمله بساز مبگه این سیب کالس که!

===========================================================

یه ترکه کور بوده میره توی آشپزخونه دنبال یه چیزی میگشته دستش میخوره به رنده بعد میگه وا این چرت وپرتا چیه اینجا نوشته!

به یه ترکه میگن دو دو تا چند تا میشه ؟

میگه پنج تا . میگن دو دو تا که میشه چار تا . ترکه میگه من از یه راه دیگه رفتم!

===========================================================

ترک رفته تعزیه براش دستمال کاغذی اوردن گفت :دستمال کاغذی چیه! نوار بهداشتی بیار می خوام خون گریه کنم!

===========================================================

ترکه داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن!!

===========================================================

قزوينيه 35 سال سن داشته بهش ميگن چرا تا الان مجرد موندي و ازدواج نكردي ?! ميگه والا تا الان برادر  زن دلخواهم رو پيدا نكردم!

===========================================================

يه تركه داشته تو بينهايت راه مي رفته يه صداي بلند به گوشش مي رسه برمي گرده ميبينه دوتا خط موازي خوردن بهم !

===========================================================

 

كارگري در طبقه 12 ساختمان نيمه سازي كار مي كرده

شخصي از پايين صدا زد: غضنفر زنت از طبقه پنجم منزلتان افتاد پايين و مرد

كارگر بيچاره خيلي ناراحت شد و بسرعت پايين آمد و به سمت خانه عازم شد

در راه كم كم آرامتر شد,سر چهار راه اول بياد آورد ! ما كه خونمون 2 طبقه بيشتر نيست

دو تا خيابون اونطرفتر بخودش گفت : من كه اصلا زن ندارم !

و كمي بعد بياد آورد !! من كه اصلا غضنفر نيستم !

===========================================================

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش ميده!

 

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 20:17 |
آدم ۳ کیلو خرمالوی نارس و کال بخوره و ۳ بار از یه شتر نر و پیر لب بگیره ولی هیچ وقت ضایع نشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 14:26 |

يه كور واسه يه كر تعريف ميكرد كه يه زن معلول ديدم كه داشت ميدويد!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 12:7 |

يه روزي يه گوسفنده عرق مي خوره ميره سر خيابون ميگه دربست كشتار گاه!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 12:7 |

يه روزدوتا سوسكه با هم ازدواج مي كنند ماه عسل ميرند فاضلاب!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 12:6 |

يك روز يك زن ميره پيش دكتر ميگه آقاي دكتر من از دست اين سينه هاي بزرگ خسته شدم بعضي وقتا ميخوام بندازم جلوي گربه بعد دكتره ميگه ميو ميو!

+ نوشته شده توسط احسان در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 12:5 |

دوست عزیز با عرض تبریک سال نو

امیدوارم در سال جدید

پله های ترقی رو یکی یکی طی بکشی!

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 21:13 |

هیچ وقت با دل دخترا بازی نکن

چون یک دل بیشتر ندارن

با سینه هاشون بازی کن که دوتاست!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 21:11 |

عشق 6 مرحله داره

دیدار

قرار

بزار

فشار

درار

فرار!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 21:10 |
یه کار خوب برات پیدا کردم

تو بخش تبلیغات شرکت تبرکه

کارت تینه که بری در هر خونه ای رو بزنی و یه رب بدی!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:43 |
بچه ها شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ پرتاب کردند و قورباغه ها جدی جدی مردند!
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:41 |
یه پسر بچه به خانوم معلمش میگه می خوام باهات ازدواج کنم

معلمه میگه: برو بابا حوصله بچه ندارم

بچه میگه: خوب خانوم جلوگیری می کنیم!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:38 |
گرگه میره در خونه شنگول و منگول

در میزنه

مادرشون میاد دمه در

گرگه میگه بچه ها خونن؟

مادرشون میگه: نه بیا داخل!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:30 |
رو دره توالت عمومی نوشتن اینجا آخره خطه بخوای نخوای باید بکشی پایین!
+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:29 |
دوست داری یه خر ماچت کنه؟

یا به نفر مثل خر ماچت کنه؟

یا یه نفر خرت کنه ماچت کنه؟

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:26 |
می خوامت

نه به خاطر رفاقتت

نه به خاطر صداقتت

نه واسه شرافتت

ظرافتت

رشادتت

ارادتت

لطافتت

می خوامت فقط برای خود کثافتت!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:25 |
یک نظر در خود نگر تا کیستی

از کجایی در کجایی چیستی

جام هستی را بزن بر نیستی

هر که هستی کیر من هم نیستی

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:23 |
آرزو می کنم زندگیت مثل دستمال توالت باشه

سفید

دراز

مفید

 

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:22 |
حافظ به زنش میگه:

دلبرا دل به تو دادم که به من حال بدهی

نه که قمبل بکنی شب تا سحر چس بدهی!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:18 |
به عربه میگن اولین بار کجا عرق خوردی؟

میگه زیر بغل زنم!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:17 |
به عربه میگن با نمونه جمله بساز

میگه مهمترین قسمت بدنمون کونمونه!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:16 |
به عربه میگن با نمودار جمله بساز

میگه امان از کون مودار!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:16 |
اگه یه روز دیدی تو یه اتاق خوشکل با دیوارهای رنگی نشستی

یه موسیقی ملایم برات گذاشتن

و همه غذاهایی که دوست داری اونجا هست

فکر نکنی رفتی بهشت

تو، تو کونه منی!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:15 |
ای کاش گل آفتابگردانی بودم تا با نور وجودت جوانه میزدم

و با گرمای عشقت رشد میکردم

تا تو تخم مرا بخوری!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:6 |
به عربه میگن با کفکیر جمله بساز

کیرش رو در میاره میزاره رو میز

میگه برو تو کف کیر!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:2 |
می دونی اگه دو تا لر و یه عرب کنار هم بایستند و شلوارشون رو بکشن پایین چه شکلی درست میشه؟

آرمه شبکه  ۳ !

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 14:0 |
ای کاش می توانستم همچون پرنده ای شکسته بال

 در کنج قلبت آشیانه کنم

 و در آنجا برینم

 تا تو آنفولانزای مرغی بگیری!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 13:59 |
میدونی  شباهت سینه زنها و پفک چیه؟

هر دوتاش ماله بچه هاست اگه باباها بذارن!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 13:57 |
با همه عشق و جوونی

با یه دنیا مهربونی

میخوام اینو خوب بدونی

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 13:54 |
سلام من آخره این هفته دارم ازدواج می کنم

یه جشن کوچیکه

شما هم بیاین

کاد. مادو نیارین

فقط یه نفر رو بیارین من باهاش ازدواج کنم!

+ نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 13:51 |
example: