تبليغاتX
Ehsan SmS - کارت هوشمند سوخت یا به قسمی بازی کثیف

متاسفانه من به طور نا خواسته  به یک بازی کثیف توسط پاره ای از ارازل و اوباش از جمله مسعود دعوت شدم که تو این بازی قراره یه نفر رو ضایه کنن

ولی حیف

چون من نمی تونم تو این بازی شرکت کنم

چون اولا من از این ضعیفه تا حالا بدی ندیدم و اصلا نمیشناسمش و دوما من رو خوب قبل از بازی توجیح نکردن  پس نتیجه گرفتم که یک پست درباره کارت سوخت بنویسم شاید این طرف از دستپاچگی بیرون بیاد. شاید اصلا چون کارت سوخت ندارن دستپاچه باشه....

 

 

به نظر شما دزفول چند نفر جمعیت داره؟

فکر میکنم چیزی حدود 700 هزار تایی بشه.

خوب شما فکر می کنین این 700 هزار نفر بیشتر از چه وسایل نقلیه ای استفاده می کنن؟

دوچرخه؟ ماشین؟ تاکسی؟ اتوبوس؟ هواپیمای شخصی؟ قایق موتوری؟...

درسته!!!!!!

یکیشو جا انداختم.......

سکل

این سیکل نیست الکی تیریپ بچه خرخون نیا که میدونی سیکل چیه. این سکله

در گذشته های دور وقتی یک دزفولی به نام یعقوب علی به همراه برادرش قربان علی داشتن رو دوچرخه دو نفره شون تو خیابونای دزفیل چرخه می زدن به فکر ساختن یه وسیله راحت تر از دوچرخه افتادن. یعقوب علی پیشنهاد داد به وات زنگ بزنن و در باره موتور بخارش با هم مشورت کنن!

ولی قربون علی غیرتی شد و گفت : نه برارم امون بر بچون سیه پوشونم خومون ترم فکره کنم

ترجمه: نه برادرم. ما بچه های محله سیاه پوشان هستیم و خودمان یک فکری می کنیم (ترجمه از الف.ن)

این جوری بود که اولین سکل یا همون موتور ساخته شد

اولاش همه اون ها رو مسخره می کردن ولی اونا هرگز تسلیم نمی شدن تا اینکه تونستن سکل رو به تولید انبوه برسونن

اونا اسم اولین موتور رو که خودشون ساخته بودن گذاشتن قرقوب که از ترکیب قربان علی و یعقوب علی به دست میومد

کم کم سراسر جهان به این وسیله دست پیدا کردن تا رسید به امروز که من و شما به یاد اون خدا بیامرزا سوار سکلامون میشیم و حال می کنیم و گاز میدیم و رسانیده می شویم

 

البته ناگفته نماند همون زمان یعقوب علی طرح دو گانه سوز کردن سکل رو با گاز طبیعی داده بود ولی عمرش قد نداد که عملیش کنه

 

خوب...

تازگیا یه چیزی به اسم کارت هوشمند سوخت در اومده که میگن باهاش بنزین میدن

برای گرفتن این کارت شرایطی لازمه:

باید موتورت پلاک داشته باشه

سند و کارت موتور داشته باشه

از لحاظ فنی هم سالم باشه

خودت هم باید شرایطی داشته باشی:

اول به یه سبیل کلفت نیاز داری ( بعدا میگم برای چی)

دوم به اعصاب فولادی محتاج میشی

سوم به زبان اصیل دزفیلی

پیاز داغ هم بهش اضافه کنی بد نیست

جریان از این قراره که از اون جایی که من با پلیسا میونه خوبی ندارم همیشه کارم پیششون گیر می کنه. از جمله این موارد کارت سوخته!!

سه شنبه 19 تیر ساعت 5:30 بامداد

از خواب بلند شدم و بعد از خوردن یک عدد نون بگت با کره گیاهی و مربا آلبالو ژله ای و پنیر پاک غنی شده با در دست داشتن سند و کارت موتور روانه راهنایی و رانندگی شدم

متاسفانه موتور ما از این موتور خوشکلا نیست

وسپاست...

خفه شو خفه شو!!

به خودت بخند!!!!

من که سوار نمیشم!

مال بابامه

من کمتر از اف 16 سوار نمیشم

خلاصه با سرعت متوسط 72 نات (مایل دریایی) به راهنمایی رانندگی رسیدم

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

چه جمعیتی

ملت از صبح زود اومده بودن باری بازدید موتوراشون

نحوه ورود:

تشکیل صف و گرفتن قبض پارکینگ سر نوبت و ورود به پارکینگ با کمال احترام

تعریف صف: صف به مجموعه ای از افراد گفته می شود که مکان هندسی آنها یک قیف را تشکیل میدهد. به عبارت دیگه همه ریخته بودن دم در و از توی یه سوراخ کوچیک می خواستن برن تو

دیگه خودتون حسابشو بکنین چجوری میشه

به هر بدبختی بود رفتیم تو

حدود 150 نفر جلوم بود و 100 نفر پشت سرم

یک ساعتی اونجا درنگ کردیم

یاد یعقوب علی و قربونعلی به خیر

جالب ترین چیز اونجا اسمای موتور ها بود:

سحر – احسان – شکوه – کیوان – کویر – ویزا – تلاش – تیزکاب – تیزرو – کیزر – تندر – وسپا – هوندا -  پیشرو – هیچکش – فلاکت – مسعود سعیدی .......

وقتی که من رپ می خوندم شماها کجا بودین *** ****

رنگ موتورها:

سیاه – آبی – سیاه – آبی – بنفش – سیاه – آبی – سبز بد رنگ – سفید (مال منه) – سیاه ...

بعد از یک ساعت افسره اومد

لر بود!!!!!!!!!!!!

دریک وند + علی وند

قیافش شبیه آدمایی بود که دارن به آفتاب نگاه می کنن

یه چشمشو بسته بود

شاید بی تربیت داشته چشمک می زده

یا علییییییییی

آقا کمک کن اون طرفشو بگیر

آها بزن زیرش

اینو بگیر!!

بپیچونش

ضامنو بزن!!

حواست باشه نیفته!......

صلوات بفرست!

این کارا برای این بود که بدنه وسپا رو باز کنیم که شماره بدنه رو بخونه افسره که با کمک مردم خونگرم دزفول و شهرک های اطراف انجام شد

لا مصب چه سیستم سکیوریتی پیچیده ای داره این وسپا

خدا رو شکر بدون هیچ مشکلی برگمو مهر کرد و گفت به سلامت

حالا باید می رفتیم ستاد

ستاد چی؟

مبارزه با مواد مخدر؟

مبارزه با مفاسد اجتماعی؟

ستاد چی آخه؟

شرط داشتن سبیل و لحجه دزفولی که یادتون نرفته؟؟!!

برای اینکه اون وسط ازت حساب ببرن باید 2 سانتی متر ریش بزاری که یه دو هفته ای روش کار کرده بودم. اگه تونستی با چاغو یه خط بکشی رو صورتت هم بد نیست

در ضمن اگه خواستی از یه نفر سوال کنی تا دزفولی نگی جوابتو نمیده

خودمو جم و جور کردم و با زبان شیرین دزفولی از یکی پرسیدم این ستاد کجاست؟

یه چیزای گفت که نفهمیدم الکی هی سرم رو تکون دادم گفتم آره بابا میدونم

گفت باید بری پهلوی زندان

بکوب بکوب رفتم تا اونجا گفت برو فردا 6 صبح بیا

چهارشنبه:

ساعت 6 اونجا بودم

یه صف دبلیو شکل تشکیل دادیم و یکی یکی رفتیم جلو

نوبت من رسید

مدارک رو دادم

گفت پس کارت موتور؟

گفتم وای یادم رفته

اچه یادت رفته؟

برو بعد از ظهر بیا

آقا تو رو خدا یه کاریش بکن.........

از تو صف اینداختنم بیرون

ساعت 5 بعد از ظهر:

بعد از یک ساعت به طرف گفتم من همونم که صبح اومدم ...

گفت الان که مدارکتو نمی گیریم برو فردا صبح بیا

فردا صبح:

خوشحال و خندان از اینکه امروز نفر اولم ساعت 5:30 اونجا بودم دیدم وا ویلا امروز شلوغ تره

ولی نمی دونم چرا همه رفته بودن نشسته بودن یه گوشه

آخه باید دم پنجره صف می گرفتن!!

به سرعت رفتم ایستادم زیر پنجره هی بهشون می خندیدم که نمی دونن باید کجا بایستند

پلیسه اومد گفت همه بایستن پشت سر من

وای چه احساس خوبی داشتم

ولی یه مرده درومد گفت جناب سروان ما اسمامون رو به ترتیب نوشتیم به همون ترتیب می ایستیم

پلیسه هم گفت باشه و اینگونه بود که به یک باره به جایگاه 117 ام نزول کردم

می خواستم گریه کنم

نوبتم شد و بالاخره مدارکمو گرفتند

بعد از ظهر اومدم برای کارت

(صبح مدارک رو می گرفتن بعد از ظهر کارت می دادن)

پلاک های دزفول و اهواز و تهران رو جدا کردن

دزفول ها رو خوند

3 تا لیست بود

ولی اسم منو نخوند!!!

دیدم یه دفه اون یکی افسره اسمم رو خوند گفت تبریک میگم

کارتت قبلا صادر شده. ههههههه{صدای خنده}

گرفته شده

یعنی من کلاه رفته بود سرم

من 2 ماه پیش ثبت نام کرده بودم و چون تا حالا نرفته بودم سراغش کارتم رو 2 در کرده بودن و تنها کاری که از دست من بر میومد این بود که برم پست المثنی بگیرم

شنبه رفتم پست و گفت فعلا بخش نامه المثنی برای سکل نیومده و باید فعلا فعلنا صبر کنی

 

این جوری بود که ما کارت سوخت گیرمون نیومد و ضایع شدیم

اگه شما کارت سوخت منو بردین خواهش می کنم بهم پسش بدین

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن1: این پست خیلی طولانی شد

پ.ن2: سجاد تا وقتی که کارت سوختم رو بگیرم رو کمک تو حساب می کنم که با سکلت منو برسونی

پ.ن3: من همچنان نوشابه نمی خورم

پ.ن4: علی یه بار تو دانشگاه یه سوسک رو تو دستش گرفت

پ.ن5: به 50 هزار تومن کمک نقدی نیاز مندیم تا به یه دوست کمک کنیم می خواد گوشی بخره. یه کاریش بکنین

پ.ن6: از اول مرداد حساب اینترنت دانشگاهمون صفر میشه. خداحافظ دانلود

پ.ن7: کسی از دوستان با لرها آشنایی نداره؟

پ.ن8: همتون رو به اندازه یک باک بنزین دوست دارم

 

+ نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 14:55 |
example: